لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۹٫۸۱۴ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۸
    بازدید از این یادداشت : ۱۸۷

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    این گفتگو کمی قدیمی است اما شاید بد نباشد اینجا دیگر بار منتشر شود؛ گفتگویی است با سایت کتابخانه مجلس
    http://www.ical.ir/index.php…
    تصویر برداری از نسخ خطی به صورت دیجیتالی از قم و مشهد آغاز شد اما اینکه بدین سهولت کتابها در اختیار مراجعین ساحت مجازی قرار گیرد، این کار کتابخانه مجلس بوده است.

    به جای مقدمه
    حسن انصاری را می توان یکی از به روز ترین محققان ایرانی دانست. تارنمای وی در سایت حلقه کاتبان هر هفته یک یا دو مقاله یا یادداشت دارد و یافته‌های خود را به راحتی به محققان ارائه می‌ دهد.
    دکتر حسن انصاری پژوهشگر حوزه علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلین (انستیتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاریخ علم کلام در این دانشگاه است. وی همچنین عضو وابسته مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات ادیان کتاب) و نیز عضو انجمن بین المللی تاریخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاریس) است.
    وی از سال ۱۳۸۱ در کشور فرانسه اقامت گزید و تحصیلات تکمیلی خود را در دو رشته فلسفه و تاریخ ادیان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه دیپلم عالی گردید و سپس در همین دانشگاه در فروردین ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود در رشته نظامهای فلسفی و ادیان دفاع کرد.
    تصحیح خلاصه النظر از مؤلفی شیعی و معتزلی با همکاری زابینه اشمیتکه، تصحیح تحفة المتکلمین فی الرد علی الفلاسفة از محمود بن محمد الملاحمی با همکاری ویلفرد مادلونگ، بررسیهای تاریخی در حوزه اسلام و تشیع، مقالات متعدد در دائره المعارف بزرگ اسلامی و نیز در مجلات مختلف داخلی و خارجی از جمله آثار منتشره وی است.
    انصاری، افزون بر این آثار زیر را در دست انتشار دارد: چاپ نسخه برگردان نسخۀ شمارۀ۲۱۸ از مجموعه طباطبایی کتابخانه مجلس، کتاب اشراق اللاهوت از کتابخانه مجلس، ضوء الشهاب فضل الله راوندی (با همکاری زابینه اشمیتکه) و همچین چند اثر دیگر با همکاری دانشگاه آزاد برلین و مرکز میراث مکتوب ایران.
    وی در گفتگویی با وب سایت کتابخانه مجلس شورای اسلامی شرکت و به سوالات ما پاسخ داد.

    مقالات سایت حلقه کاتبان در بررسی های تاریخی در حوزه اسلام و تشیع
    جناب آقای انصاری اولین سوال ما درباره جدیدترین کتاب منتشره از شما در ایران، یعنی «بررسیهای تاریخی در حوزه اسلام و تشیع» است. این کتاب چندی قبل توسط کتابخانه مجلس چاپ شد. درباره این کتاب و مقالات آن می توانید توضیحی بفرمایید؟
    با تشکر از شما و سایت کتابخانه مجلس. توضیحات لازم را در مقدمه این اثر داده ام. این کتاب مجموعه ای است از مقالات که پیشتر آن را در سایت حلقه کاتبان منتشر کرده بودم. البته مقالات این سایت بیش از اینهاست و امیدوارم که مابقی را نیز در آینده نزدیکی برای چاپ آماده کنم.
    مقالاتی در باب تاریخ و اندیشه های کلامی و مذهبی در اسلام اولیه
    بیشتر مقالات این کتاب، به گونه ای به رساله دکتری و زمینه مطالعاتی شما مرتبط است. آیا می توانید خط سیری بر این مقالات بیان کنید.
    بله بخشی از آن مربوط است به آنچه آن را اختصاراً در رساله دکتری خود مطرح کرده بودم. اما عمدتاً مقالات این کتاب مربوط است به بخش دیگری از مطالعات و دلمشغولی های سالهای اخیر که به تاریخ و اندیشه های کلامی و مذهبی در اسلام قرون اولیه مربوط است و از جمله افکار معتزلیان و اشعریان و مذاهب کلامی شیعی.
    انتشار پایان نامه به زبان فرانسوی توسط انتشارات بریل
    زمینه مطالعاتی شما رابطه بین زیدیان شمال ایران و یمن است. رساله دکتری شما هم در همین زمینه است. آیا تصمیمی برای انتشار رساله دکتری خود نگرفته اید؟
    موضوع دانشنامه دکتری من درباره زیدیه نبوده است. من البته حدود بیست و دو سال است که بر روی زیدیه مطالعاتی دارم اما رساله دکتری من در رابطه با منابع مکتوب حدیثی امامت و غیبت در دوران پیش از شیخ طوسی است. الآن آن را آماده سازی کرده ام و بناست انتشارات بریل آن را منتشر کند. تاکنون تصمیمی برای انتشار آن به زبان فارسی نگرفته ام؛ اما گاهی برخی مطالب آن را گزیده وار در قالب مقالات و یا یادداشتهایی در سایت می گذاشتم که بعداً همه را از روی سایت برداشتم به امید اینکه صورت اصلی آن را به صورت کامل و به ز بان فارسی در آینده منتشر کنم. البته اول باید اصل فرانسوی آن را بریل منتشر کند و بعد شاید خودم آن را بعداً به ز بان فارسی در ایران منتشر کنم.
    در چند سال اخیر مطالعات من بیشتر بازگشت کرده است به مطالعات قدیمتر اینجانب در حوزه علم کلام و فلسفه. به طور مشخص باید بگویم که الآن روی سیستم فلسفی و کلامی معتزلیان مطرفی در یمن و زمینه های فلسفی و کلامی آن کار می کنم. البته این را برای اخذ رتبه دانشیاری انجام می دهم و کار هم تقریباً رو به اتمام است. این پژوهش، بخشی است از مطالعات من در رابطه با مناسبات کلام و فلسفه که از تصحیح کتاب تحفة المتکلمین ملاحمی و با همکاری آقای ویلفرد مادلونگ آغاز شد و در این چند سال اخیر ادامه یافته است. به همین دلیل یکی از فعالیتهای من الآن که کمتر نتایج آن را منتشر می کنم کار روی فلسفه ابن سیناست. این کار در همین چارچوب مناسبات کلام و فلسفه انجام می گیرد و باید در قالب چند کتاب تألیفی و تصحیحی انشاء الله منتشر شود.
    سه کتاب در باب زیدیان
    وجود زیدیان در شمال ایران، در قرون میانه چه تأثیری بر محیط های فرهنگی پیرامون خود مانند خراسان، ری و حتی قم گذاشته است؟
    درباره زیدیان شمال ایران در کتابی به نام «زیدیان ایران» بحثی مستوفی کرده ام. حضور آنان در شمال ایران و نیز در خراسان و ری و برای مدت قرنها تأثیرات مهمی در تفکر و تاریخ معتزله و حتی امامیه گزارده است که در این کتاب در این باره بحث کرده ام. البته حقیر دو کتاب دیگر هم دارم به نام های «روابط فرهنگی ایران و یمن در دوره اسلامی» و نیز «مناسبات امامیه و زیدیه» که در آنها هم بحثهایی را در همین موضوع مطرح کرده ام. این سه کتاب حاصل تقریباً بیست و دو سال پژوهش بر روی زیدیه از سال ۱۳۶۸ شمسی به این طرف است.
    یکی از توفیقات الهی برای من سفرهای متعدد به یمن و آشنایی با کتابخانه های عمومی و خصوصی آنجا و بهره گیری از نسخه های خطی زیدیان در این پژوهش ها بود. بعداً هم بحمد الله در اروپا فرصتی فراهم شد که با مجموعه های مهم اروپایی در زمینه نسخه های خطی یمنی آشنا شوم و از نزدیک از این نسخه ها بهره بگیرم.
    تاریخ تحولات امامیه و آمیختگی آن با تحولات زیدیان
    در همین رابطه، شما به بررسی رابطه بین معتزله و زیدیه و امامیه نیز در مطالعات خود پرداخته اید. استقلال فکری امامیه را در این رابطه فرهنگی و تاثیر و تأثرات تا چه حد می دانید؟
    پرسش مهمی را مطرح کرده اید. به عقیده من تاریخ تحولات امامیه با تحولات زیدیان بسیار آمیخته و به هم تنیده است؛ به ویژه در مورد زیدیه دو سه قرن نخست. البته هم زیدیان از امامیه متأثر بوده اند و هم امامیه از زیدیه تأثیر گرفته اند. تفصیل مطلب را در کتاب مناسبات امامیه و زیدیه نوشته ام. متأسفانه و یا خوشبختانه هر بار که تصمیم به انتشار این سه کتاب می گیرم، با دسته تازه ای از نسخه های خطی و منابع آشنا می شوم که کار چاپ را تاکنون برای چند بار متوقف کرده است.
    اساتید و میزان بهره گیری از آنان
    شما در مطالعات خود بیشتر از کدام یک از اساتید خود بهره گرفته اید و روش کدام یک از اساتید خود را می پسندید؟به عبارت دیگر تحت تاثیر کدام اساتید خود هستید؟
    من علاوه بر استادانی که در حوزه علوم دینی داشته ام و تاکنون نیز تلاشم این است که از طرق تکنولوژیهای جدید محضر برخی از بزرگان فقه و اصول و فلسفه را همچنان درک کنم؛ اما عمدتاً در دانش کتابشناسی متکی بر شاگردی نزد مرحوم محقق طباطبایی بوده و هستم. خداوند به حق محمد و آل محمد آن عزیز را غریق رحمت واسعه خود قرار دهد. البته در کنار ایشان از برخی دیگر از استادان در این حوزه در قم و تهران بهره مند بوده ام.
    در دانش تراجم نگاری و علم کلام و تاریخ آن در ایران بیشتر و در طی سالهای متمادی از محضر مرحوم محقق علامه شیخ محمد رضا جعفری بهره بردم. در دائرة المعارف بزرگ اسلامی هم در این زمینه ها بسیار آموختم و به ویژه از استادان برجسته ای چون مرحوم دکتر عباس زریاب که مشکلات را با ایشان مطرح می کردم. در بیروت از دکتر رضوان السید بیش از دیگران بهره گرفتم. بعداً البته در اروپا از نزدیک محضر تعدادی از دانشمندان و استادان برجسته را درک کردم. به دلیل همکاری در چند پروژه تصحیح، از پروفسور مادلونگ بهره زیادی بردم (از جمله دو کتاب المقالات ابو علی جبایی و کتاب التحریش ضرار بن عمرو را بناست در آینده نزدیک با همکاری ایشان به چاپ بسپاریم. الآن چندین سال است که روی این دو متن کار می کنیم).
    در طول تمام این سالها یعنی شاید از حدود ۱۳۶۸ ش که اولین مقاله خود را نوشتم، به ویژه بهره مند هستم از محضر و آثار استاد ارجمند آقای دکتر حسین مدرسی طباطبایی و روش تاریخی و پژوهشی ایشان.
    در ضمن از توفیقات بنده این بوده است که خیلی زود دلبسته شیوه تحقیق رجالی (علم رجال) محقق عالی قدر آیه الله سید موسی شبیری زنجانی شدم و شیوه ایشان در ترتیب اسانید را بر اساس آثار مخطوط ایشان که به لطف فرزند دانشمند و رجال شناس ایشان دوست عزیزم آقای سید محمد جواد شبیری در اختیار مرکز دائرة المعارف قرار گرفت، به دقت مطالعه و مورد بررسی قرار دادم و چندین سال روی آن دفاتر کار کردم. بسیاری از نوشته های رجالی بنده در زمینه اصول اربعمائه که هنوز منتشر نکرده ام متعلق به همان سالهاست.
    البته از کتابهای ترتیب اسانید مرحوم آقای بروجردی هم خیلی بهره برده ام و با آنها چند سالی مأنوس بودم. در فرانسه، رساله اول من درباره کلینی بود و به طور خاص از شیوه مرحوم آقای بروجردی و آیة الله شبیری در ترتیب اسانید بهره گرفتم. بخشی از مطالعات من درباره کلینی در ضمن یک مقاله به ز بان فرانسه و با همکاری و مشارکت پروفسور محمد علی امیر معزی منتشر شده است. مابقی را گذاشته ام تا در آینده به همین زبان منتشر کنم تا انشاء الله وسیله ای باشد برای شناسایی دقیقتر کلینی در زبانهای اروپایی.
    نباید در هیچ زمینه ای علمی تن به فشار مخالفان داد
    در برخی مطالعات کلامی ـ اعتقادی برخی مشکلات پیش می آید؛ مانند برداشت اشتباهی که برخی افراد از مطالعات دکتر مدرسی طباطبائی کردند و شما هم جواب دادید. برای جلوگیری از این گونه برداشتها چه باید کرد؟
    درست است. به نظرم بهترین کار پرداختن به این دست تحقیقات در فضای آکادمیک است. البته برداشتهای رسانه ای و روزنامه ای همه جای دنیا هست و چاره ای از آن نیست. مسئله این است که نباید در هیچ زمینه ای علمی تن به فشار مخالفان داد. البته در نظر گرفتن حساسیتهای اجتماعی و ایمانی هم مهم است؛ البته نه در اصل پژوهش و بل شاید تنها در نحوه انتشار آن.
    تاریخ نگاری باورها
    مطالعات شما نوعی تاریخ کلامی است. به عبارت دیگر ممکن است در مطالعات خود به بحثی کلامی برسید و آن را از لحاظ تاریخی درست بدانید. آیا اعتقاد کلامی شما همان است یا مطالعات شما در ساحتی دیگر قرار می گیرد و اعتقادات در ساحتی دیگر؟
    طبعاً یک مورخ در کار تاریخی باید ملتزم به اصول علمی کار خود یعنی در اینجا دانش تاریخنگاری باشد. در مورد کار امثال ما که "تاریخنگاری باورها" بایدش نامید، کار اندکی حساستر است. ایمان و اصول ایمانی البته از شیوه دیگری تبعیت می کنند. آنچه مسلم است این است که معرفت دینی هم خود تحول پذیر است و باورهای اعتقادی بستری تاریخی دارند. من شخصاً معتقد به هم سخنی و رابطه متقابل "نص" و "واقع تاریخی" هستم.
    مطالعات میان رشته ای و وضعیت تحقیق در ایران و جهان
    مطالعات شما بین رشته ای است و در ایران کمتر کار شده است. در مطالعات مورد علاقه شما، مستشرقینی مثل مادلونگ، اتان کلبرگ و زابینه اشمیتکه وجود دارند. سوال این است که لوازم و مشکلات این گونه مطالعات چیست؟ در ایران و بین محققان ایرانی وضعیت چگونه است؟ مشکلات ما را در ایران در چه چیزهایی می بینید؟
    من در مطالعات تاریخی و به ویژه موضوع مورد بحث، یعنی تاریخ علم کلام و باورهای مذهبی، شیوه آقای مادلونگ را می پسندم. با خانم اشمیتکه هم که شاگرد آقای مادلونگ است الآن چند سالی است همکاری دارم. البته در خطوط اصلی و نوع نگاه به تاریخ علم کلام و بروز مذاهب کلامی آغازین بیشتر تحت تأثیر آقای فان اس و تحلیلات ایشان هستم و از ایشان هم حضوراً و یا از طریق مطالعه، بسیار بهره برده ام. از طریق مطالعه نیز، اصولاً از مطالعات و پژوهشهای محققینی چون مایکل کوک بهره می برم؛ البته شیوه متأخر ایشان را بیشتر می پسندم تا شیوه متقدم او را. به نظرم شیوه تعامل با منابع اولیه آن طور که در مطالعات مادلونگ، فان اس و حسین مدرسی پی گرفته می شود و آمیخته ای است از اعتنا بر منابع کهن و دقت در سندیت و موثوقیت تاریخی به صورتی توأمان، بسیار کارسازتر و علمی تر است. در مطالعات شیعی، خودم بیشتر تحت تأثیر آقای دکتر مدرسی هستم و شیوه تحقیقات آقای اتان کلبرگ را هم البته می پسندم.
    با این وصف در سالهای اقامت در پاریس و تحصیل در سوربون، با شیوه های دیگری هم آشنا شدم؛ چه در حوزه فلسفه های سینوی و رشدی و در طی آشنایی با محققان این زمینه در غرب و چه در حوزه مطالعات اسلامی که تحت تأثیر دانش، مطالعات و آثار آقای دانیل ژیماره هم قرار گرفتم. ایشان را به دلیل تعمق ویژه و دقت نظر در متون کلامی معتزلی و اشعری دوره پیش از فخر رازی بسیار می پسندم.
    با شیوه هانری کوربن هم از طریق شاگردان مکتب او یعنی آقایان امیر معزی، پیر لوری و کریستین ژامبه آشنا شدم. البته آقای امیر معزی در سالهای اخیر از کوربن فاصله گرفته و به نظرم شیوه تازه ای را در رویکرد پدیدارشناسی در مطالعات شیعی دنبال می کند. بنده طبعاً علاقمند به آثار همه این شخصیتها بوده ام و تا آنجا که بتوانم آثار این اسلامشناسان و اسلامشناسان نسل قبل از آنان را می خوانم.
    متأسفانه ما در ایران و به ویژه در سالهای دهه هفتاد و اوائل هشتاد و بیشتر به سبب برخی مجلات چاپ قم، تحت تأثیر ادبیات علمی و مذهبی دنیای عرب قرار گرفتیم و گاه شیوه های تحقیقات تاریخی ما به جای آنکه مستقیماً با شیوه های جدید در غرب پیوند بخورد با واسطه فهم نویسندگان عرب به دست آمد. بخشی از کتابهایی که در نمایشگاههای کتاب در اختیار قرار می گرفت، در بهترین حالت تتبعاتی بدون پشتوانه تحقیقی معین بود و با ایدئولوژیهایی مانند سلفی گری پیوند داشت. صدها کتاب درباره تاریخ تفسیر و یا حدیث در میان محققان عرب نوشته شده، اما عمده آنها تنها در پی گردآوری و آن هم با رویکردی از پیش تعیین شده و جهت دار هستند. اینها دردی را دوا نمی کند و بینش تاریخی را در ما از درون تهی و بیمایه می کند. البته چند سالی هم آثار نو اندیشان لیبرال و یا چپ مذهبی و یا غیر مذهبی عرب وارد ایران شد و کار را از دیگر سو پیچیده و مشکل کرد.
    عدم حضور فعال در در عرصه نشر
    پژوهشهای شما پر از موشکافی های استادانه است. آیا قرار گرفتن شما در فرانسه و آلمان و آشنایی با اساتید فوق، در این زمینه تأثیری داشته است؟
    خواهش می کنم. بنده بیشتر آنچه منتشر کرده ام از حدود یاداشتهایی پراکنده نمی گذرد. در مورد کارهای اصلی، اندکی صبوری بیشتری دارم. البته من اصولاً سالهای سال کمتر مطلبی منتشر می کردم و حضوری در عرصه نشر نداشتم. همینک نیز تقریباً همین طور است و بیشتر در چارچوب سایت حلقه کاتبان گاه چیزی از من منتشر می شود. در رابطه با تأثیر پذیری ها باید عرض کنم من عمدتاً در اصل تحقیقات حدیثی و رجالی و تاریخی تحت تأثیر همان شیوه و منشی هستم که در دوران جوانی با آن خو کردم.
    از همان سالها با آثار علامه قزوینی، عباس اقبال، مجتبی مینوی، عباس زریاب و جلال الدین محدث ارموی و دیگرانی از این طبقه علی اختلاف درجاتهم آشنایی یافتم و بی اغراق باید بگویم شاید تاکنون دست کم چهار بار کلیه آثار این دانشمندان را به دقت خوانده ام. البته به این شمار کسان دیگری را هم باید افزود: آیة الله شبیری، محقق طباطبایی، محقق جعفری، دکتر حسین مدرسی طباطبایی، دکتر شفیعی کدکنی و بعداً شماری دیگر از اسلام شناسان غربی که یا حضوراً و یا از طریق مطالعه آثار، با افکار و شیوه های آنان آشنایی یافتم.
    در غرب البته با شیوه های جدید تاریخ نگاری و تحلیل تاریخی و مطالعات مربوط به "تاریخ فرهنگی" آشنایی یافتم؛ اما در مورد دقتهای تاریخی و تتبع در آثار عمدتاً متأثر از نسل دانشمندانی از ایران هستم که نامشان را بردم.
    من مثالی بزنم. شاید تاکنون بیش از ده بار مقالات آیة الله شبیری در رابطه با ابو العباس نجاشی و یا فهرست منتجب الدین را خوانده ام و یا برخی از نوشته های آقای مدرسی را. هر بار هم شیوه آنان زمینه های دقت ورزی من را در تعامل با متون مورد بحث بیشتر کرده است.
    انتقادی از موج دائره المعارف نویسی در ایران
    وضعیت تحقیقات ایرانیان را در مقایسه با اساتید خارجی چگونه می بینید؟ کاستی ها و مشکلات ما در کجاست؟
    من در مجموع وضعیت تحقیقات تاریخی را الآن در ایران بسیار بهتر از نمونه های مشابه در کشورهای عرب می بینم. البته عربها محققان برجسته ای داشته اند؛ اما نسل کنونی چیز قابل عرضه ای تقریباً نداشته است. عمده تک نگاشتهای آنان همینک بر تتبعی بی محتوا متمرکز است و البته بیشتر نقل اقوال و دسته بندی آنها. بخشی نیز صرفاً رونویسی از نوشته های اسلامشناسان غربی است. از نقطه نظر تصحیح کتاب هم وضع ما بسی بهتر است. الآن دو سه دهه است کتابهایی که در جهان عرب منتشر می شود؛ بر علوم حدیث و قرآن متمرکز است و حتی کمتر به متون ادب عربی می پردازند. در فلسفه و کلام که از این هم کمتر است. در حدیث و علوم قرآنی البته کتابهای تصحیحی خوبی منتشر شده؛ اما عمدتاً با رویکردی سنتی و سلفی مآب.
    مشکل ما در ایران به نظرم بیشتر این است که با شیوه های تحلیل تاریخی آشنایی خوبی نداریم و کارها بیشتر با صبغه دفاعی و ایدئولوژیک منتشر می شود. با این وصف در همین ده بیست سال اخیر متون زیادی در ادب فارسی، تاریخ صفوی به این طرف و نیز در حوزه فلسفیات منتشر شده و مطالعات خوبی هم انتشار یافته است. در علوم دینی شاید این ضعف برجسته دیده می شود که با متدهای جدید تحلیل تاریخی و مطالعات مبتنی بر علوم اجتماعی و انسانی نوین چندان هماهنگ نیستیم. نقد منابع و مسئله موثوقیت تاریخی را آن طور که باید و شاید جدی نگرفته ایم و عمدتاً مسائل را از چشم مذهبی می بینیم. خوب این طبعاً روی تحقیقات تاریخی ما تاثیر می گذارد. مشکل دیگر نبود عنصر نقد است و اینکه معمولاً اعتنایی به تحقیقات دیگران نداریم؛ نه ایجاباً و نه سلباً.
    به نظرم بهترین کار، ترجمه است و انتقال آنچه دیگران بدان رسیده اند. تمدن اسلامی از یک منظر تمدن کتاب است و کتاب بدون عناصر ترجمه و زبان و دیالوگ معنی ندارد. ما این را در گذشته های دور تجربه کرده ایم و موفق هم بوده ایم و نباید از آن هراسی داشته باشیم.
    اجازه دهید اینجا انتقادی هم از موج دائرة المعارف نویسی در ایران بکنم. متأسفانه این موج موجب شده است که گاه شماری از بهترین محققان ما تمام سعیشان مصروف نوشتن مقالاتی شود که به دلیل اقتضای نوشته های دائرة المعارفی در نهایت از مرز کلیات آن طرفتر نمی رود. در غرب، مقالات دائرة المعارفی را عموماً کسانی می نویسند که پیشتر رساله های مستقلی در موضوعات پیشنهادی نوشته اند و آنگاه خلاصه تحقیق خود را در مقالاتی کوتاه ارائه می دهند. در حالی که در ایران عموماً چنین است که نویسندگان مقالات دائرة المعارفی درباره موضوع جدید تازه می خواهند به پژوهشی نو آغاز کنند که به دلیل ضرورت سرعت در کار نهایتاً نوشته هایی هستند در بسیاری از موارد در شمار کلی گویی ها. ما نیاز به کارهای مستقل و موردی و دقیق داریم که مبتنی باشد بر مطالعه اسناد و مدارک و با دقتی از نوعی که بتواند مجهولی را معلوم کند و نه اینکه صرفاً ارائه کلیات باشد. طبعاً دائرة المعارف هم در جای خود لازم است؛ اما اول باید معارفی را فراهم کرد و بعد آن را در موسوعه ها به بحث گذاشت و خلاصه ای از آنها در این دست کتابها ارائه داد. در ایران کار بر عکس شده است.
    ایران؛ مرکزیتی جهانی برای تصویر نسخ عکسی اسلامی
    یکی از ویژگی های شما که در مقالاتتان مشهود است، ارجاع مکرر به نسخ خطی و استفاده از آنهاست. شما از رؤیت این نسخه ها در کتابخانه مختلف اسلامی مثل یمن، ترکیه، ایران و ... یاد می کنید. این ممارست، شما را به نحوی نسخه شناس کرده است. سوال این است که چه چیزی باعث شده شما مثلا به ترکیه یا یمن بروید برای دیدن نسخ خطی؟ دسترسی شما به نسخ خطی در این کشورها با ایران چه تفاوتی دارد؟
    من از همان اواخر دهه شصت یکی از تعلقات خاطر و دلمشغولیهایم این بود که به کتابخانه های مختلف سر بزنم و به ویژه کتابخانه هایی که دارای نسخ خطی هستند. در ایران، به ویژه با آستان قدس مشهد، کتابخانه مجلس در تهران و با کتابخانه دانشگاه مأنوس بودم. البته این توفیق را هم داشتم که با بسیاری از نسخ عکسی از طریق کتابخانه های محقق طباطبایی و کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی آشنا شوم. آن سالها خودم نسخه های عکسی بسیار زیادی را برای کتابخانه دائرة المعارف فراهم کردم. بعداً هم البته به بسیاری از کشورهای عربی و آسیایی بدین منظور رفتم و همینک نیز تا آنجا که امکاناتم اجازه دهد کتابخانه های اروپایی را می بینم. با کتابخانه های ترکیه هم بسیار مأنوس هستم. الآن البته دسترسی به عکس و نسخه های دیجیتالی ساده تر شده است. گاه برای نوشتن مقاله ای به کتابخانه های مهم سر می زنم و گاه عکس نسخه ای را سفارش می دهم. الآن البته در ایران کارهای خوبی در این زمینه انجام شده و از یک نظر می توان گفت مرکزیتی جهانی برای تصویر نسخ عکسی اسلامی در ایران فراهم آمده است. برخی مراکز عربی هم از چند دهه پیش همین کار را یعنی تصویر برداری نسخ خطی را آغاز کرده بودند، اما عموماً یا رونق گذشته را ندارند و یا مراجعه کننده ای ندارند تا خود این امر، رونق کار را به طور مستمر سبب ساز شود.
    چاپ فهرستواره دنا یکی از شاهکارهای پژوهشی است و اسباب آبروی ایران
    مدتی است در ایران دو کار در حال انجام شدن است. یکی دیجیتال سازی نسخ خطی که کتابخانه مجلس شروع کرد و دیگری چاپ فاکسیمیله نسخ خطی. فواید دیجیتال سازی نسخ خطی را در چه می دانید؟ کار کتابخانه مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟ در کتابخانه هایی که شما در کشورهایی غیر از ایران دیده اید وضعیت دیجیتال سازی چگونه است؟
    الآن به طور کلی نهضتی جهانی در اروپا و آمریکا ایجاد شده برای دیجیتالی سازی نسخ خطی کتابخانه ها و تسهیل در دسترسی ها. برخی از کتابخانه های اروپایی حتی رایگان نسخه های دیجیتالی خود را در اختیار قرار می دهند. در ایران کتابخانه مجلس پیشتاز بوده است. البته تصویر برداری از نسخ خطی به صورت دیجیتالی از قم و مشهد آغاز شد اما اینکه بدین سهولت کتابها در اختیار مراجعین ساحت مجازی قرار گیرد، این کار کتابخانه مجلس و همت دوست گرامی ما آقای رسول جعفریان، رئیس محترم کتابخانه مجلس بوده است.
    کتابخانه مجلس با آمدن آقای جعفریان واقعاً متحول شد و بنده هم که تنها دستی از دور دارم و سالهاست که توفیق زیارت دست نداده است، از دور فعالیتهای کتابخانه را دنبال می کنم. تقریباً هر روز به سایت کتابخانه مراجعه می کنم و به طور مداوم کتابهای منتشر شده کتابخانه مجلس را یا از طریق اینترنت به دست می آورم و یا سفارش می دهم. از بهترین کارهای آقای جعفریان در این سالها علاوه بر دیجیتالی سازی نسخ خطی، یکی چاپ فهرستهای نسخه های خطی کتابخانه بود و دیگری چاپ فهرستواره دنا که این یکی از شاهکارهای پژوهشی است و اسباب آبروی ایران است. بنده اصولاً معتقدم که باید همه کتابخانه ها در امر فهرست نویسی نسخه های خود تسریع کنند؛ و لو اینکه این فهرستها کارهای کاملی نباشند. مگر فهرستهای قبلی که با تأمل و صرف زمان زیاد منتشر شده نیازمند بازبینی نیست؟ هر کاری نیاز به بازبینی دارد. اگر فهرستهای اولیه در دسترس نباشد اصلاً امکان بازبینی هم فراهم نمی شود. بنابراین من گمان می کنم که چه خوب است که دیگر کتابخانه ها هم همین سنت را ادامه دهند و به آقای جعفریان تأسی کنند. علت این رویکرد آقای جعفریان هم به نظر من بدین دلیل است که خود ایشان آدمی است سند شناس و آگاه به کتابها و نسخه های خطی و با تجربه مهم در انتشار متون و اسناد مختلف تاریخی و مذهبی.
    چاپهای فاکسیمیله هم بسیار کار خوبی است و خوشبختانه کتابخانه مجلس در این مهم توفیق خوبی داشته است. من خودم سالها بود در ذهنم بود تفسیر کتاب الله تألیف ابوالفضل دیلمی را به نحوی منتشر کنم. کتاب الإبانه را هم همین طور. حتی چند بار هم عکس آن را تهیه کردم. این نوع کارها بسیار ضروری است. ما در تحقیق مفصلی که درباره الإبانه هوسمی با همکاری زابینه اشمیتکه در دست آماده سازی داریم، مکرر به چاپ فاکسیمیله کتابخانه مجلس ارجاع داده ایم.
    ضرورتهای چاپ فاکسیمیله
    چاپ فاکسیمیله رونق خوبی گرفته است. اصلا چه ضرورتی برای این کار وجود دارد، وقتی می توان آن را به صورت علمی و شاید تصحیح انتقادی منتشر کرد؟
    چاپ فاکسیمیله ضرورتهای خودش را دارد. گاه کتابی است که اهمیت آن در نوع مطالبی است که تنها در شکل ارائه نسخه خطی آن قابل عرضه است و یا اهمیت کودیکولوژیک دارد. برخی از کتابهای جغرافیایی و یا علمی به معنی دقیق کلمه از این شمارند. گاه هم نسخه ای، سنتی و یا آدابی را در خود منتقل می کند که باید آن را بدین شکل عرضه کرد و یا بعضاً کتابی قبلاً منتشر شده و حال نسخه جدیدی که در چاپ انتقادی آن اثر از آن بهره گرفته نشده، باید عرضه شود تا محققان خود در موارد لازم تطبیقات را انجام دهند؛ چون چاپ انتقادی دوباره کتاب گاه ضرورتی ندارد و یا هزینه بر است.
    از دیگر سو ما گاه کتابهایی داریم که به دلیل صعوبت تصحیح آنها و یا اینکه در اولویت تصحیح نیستند، ولی در عین حال اهمیت خود را دارند باید بدین شکل در اختیار قرار گیرند. مثلاً کتاب التجرید ملاحمی که من و زابینه اشمیتکه پارسال منتشر کردیم از همین دست است. این کتاب خلاصه ای است از المعتمد ابوالحسین بصری که اصل آن چاپ شده و الآن تنها ضروری بود که گزینش ملاحمی هم دست کم بدین شکل در اختیار قرار گیرد. البته نسخه هم تک نسخه ای است که در دسترس است و این خود چاپ فاکسیمیله آن را ضروری تر می کرد؛ به ویژه که نسخه ای است کهنه سال و از سنتی ویژه حکایت می کرد. به هر حال چاپ فاکسیمیله اگر در جای خودش انجام شود بسیار هم خوب است و ضروری. بدیهی است که عمده نسخه ها این ویژگی ها را ندارند و لذا چاپ نسخه برگردان آنها ضرورتی هم ندارد و باید ابتداءً به صورت حروفی منتشر شوند.
    چاپ های فاکسیمیله در کتابخانه مجلس
    نظر شما درباره چند اثری که کتابخانه مجلس به صورت فاکسیمیله منتشر کرد، چیست؟
    چنانکه گفتم این کار بسیار شایسته ای است و باید هم ادامه پیدا کند. درباره پاره ای از آنها نظراتی داشته ام که پیشتر منتشر کرده ام. یکی از محسّنات آقای جعفریان این بوده که بسیاری از امور پژوهشی را به نسل جوان واگذارده و به آنان این امکان را داده است که در این مسیر فعالیت کنند؛ از جمله در همین کار فاکسیمیله ها و نیز فهرست نویسی ها. این واقعاً از امتیازات آقای جعفریان است. خداوند بر توفیقات ایشان بیافزاید.
    تکمله ذریعه و طبقات؛ حاصل عمر علامه روضاتی
    شما به عنوان محققی که از بیرون نگاه می کند، ارزیابی تان از فعالیت ۴ سال اخیر کتابخانه مجلس چگونه است؟ اگر مثبت می دانید آیا می توانید آن را به عنوان الگویی به کتابخانه های دیگر معرفی کنید؟ مشکلات و ضعفها را در چه می دانید؟
    همانطور که اشاره کردم، فعالیتهایی که من از آنها اطلاع پیدا کرده ام کارهای بسیار مفیدی بوده. فی المثل انتشار مجلداتی مشتمل بر رساله های کوچک تراثی و یا مجلدات مختلف متون ایرانی به همت دانشمند آقای جواد بشری و یا اوراق عتیق از فاضل محترم آقای حکیم. از بهترین کارهای آقای جعفریان انتشار تکمله ذریعه و طبقات علامه محقق عالی مقام آقای روضاتی بود. من به محض اینکه خبر انتشار آن را دیدم، کتاب را برای دانشگاه سفارش دادم و آنگاه که کتاب رسید، صدر تا ذیل آن را خواندم. این کتاب حاصل عمر شریف آقای روضاتی است. امیدوارم که آقای جعفریان همت کنند و با یاری و مساعدت خانواده محترم محقق طباطبایی کتاب ارزشمند مستدرک ذریعه و نیز حواشی ذریعه و طبقات مرحوم محقق طباطبایی را هم منتشر کنند. امیدوارم که چنین شود.
    از عنایت شما متشکرم.

    گفت و گو از الهام بادینلو
    سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۳:۱۵
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت